نجواها

نجواها

دل‌نوشته‌های املی نصرالله

یادداشت شاعره

این اظهارات را در اوقات گوناگون نوشتم اما وجه مشترکی که ناظر بر همگیشان است، پیامد اندیشه‌ورزی روحانی است که روان در لحظات رهایی بدان پناه می‌برد. اوراق نقاشی شده در صفحات کتاب اثر «وسیم قیس» است که از وی سپاسگذارم.

یادداشت مترجم

پس از گذشت نزدیک به دو دهه از مطالعه مجموعه آثار بانو امیلی نصر الله، فرصتی دست داد تا به شهرش برود و در منزلش با وی ملاقات کنم. آن ملاقات در مرداد 1388ش مقارن با آگوست 2010م میسر شد. دیدارمان به سبب برنامه‌های متعددی که آن روز داشتم، خیلی طول کشید، اما من بانو املی را همانطور که تصور می‌کردم یافتم. او زنی خوش برخورد، فروتن، با تبسمی بر لب و صاحب کمالات به نظر می‌رسید. وقتی باب سخن گشوده شد لطف بسیار نموده و از من به سبب پژوهش آکادمیک بر آثارش سپاس‌گزاری کرد و درباره داستان‌های در دسترس پرسید و زمانی که اطمینان یافت اغلب مجموعه آثارش را که تا سال 2000م چاپ شده در کتابخانه شخصی‌ام دارم، چهار جلد دیگر را همراه دفتر شعر «همسات» به من هدیه داد.

هر چند قلم شیوا و توانمند بانو نصرالله در نگارش داستان، توجه مرا سخت به خود جلب کرده، اما فرصت مناسبی در ایام فراغت نیمه دوم تیرماه سال جاری دست داد تا دفتر شعر «همسات» را ورق بزنم. آن چه یافتم، بر شگفتی‌ام از توانایی بیان بانو امیلی در سخن از آن چه گفته ناید، افزود.

دیدگاهتان را بنویسید